سال بز - طنز

اسبرفتوبزکهآمدگلنثارشمیکنم

گوسفندِ نازنین را دستیارش می کنم 

مثل هر سال گذشته می نویسم طنز نیز

با وجود جمله هایی ، خنده دارش می کنم

سال نو را پشت یا صندوق دل جا می دهم 

بعد هم راهی شهر شهسوارش می کنم

عید می آید دلم با عیدی یاران خوش است

رسم های کهنه را در کوله بارش می کنم

بز اگر چه می زند شاخ و بلا و ناقلاست

مثل آهویی به هر جایی شکارش می کنم

گوشت کیلویی .. ولش کن قیمتش از دست رفت

طبق طرح بیست ساله خاویارش می کنم

می شود صادر که تا ارزآوری گردد سپس

طی فتوایی اساسی ، زهرمارش می کنم

قورباغه در شمال کشور ایران پر است

توی روغن یا به روی سیخ بارش می کنم

چهره ات را پیش من در هم نکش با رشد ما

سوسک و موش و ملخ را نیز یارش می کنم

بعد هم با چین پس از عقد تفاهم نامه ای

تا به شرق و غرب دنیا رهسپارش می کنم

بگذریم از صادراتش ، چاره ای دیگرکه نیست

من هم این بیچارگی  را استتارش می کنم

یک دهه در بدترین اوضاع بز آورده ام

وضع بد را بر خر شیطان سوارش می کنم

پایداری می کنم در اقتصادم سال ها

با همه  تحریم هایش شرمسارش می کنم

باید از اول شروعش کرد سال خوب را

چون  نود را یک به دو تا سه ، چهارش می کنم

بعد هم در انتظار پنج با دلواپسی

می نشینم روزها را وامدارش می کنم

انتخابات محله می شود شرکت کنیم

عکس خود را قاب بر روی چنارش می کنم

تا که از بالا نیفتم با طناب و میخ هم

در میان شاخه هایی استوارش می کنم 

ای بسا در رای گیری منتخب گشتم بدان

هر کسی را لااقل امیدوارش می کنم

طرح شادی را به هر کوچه ارائه می دهم

انتهای حیدری را لاله زارش می کنم

یک سبد هر هفته از جیب خزانه می کنم

بعد از آن در سفره ی هر خانوارش می کنم

حیف از ما که درون برجها لانه کنیم

برجها را کنده و باغ انارش می کنم

من محله پرورم هر جا حمایت لازم است

در میان شهر تهران شهریارش می کنم

آنقدر تعریف و تمجید اساسی دستم است

مردم جاهای دیگر را دچارش می کنم

حرف توی حرف هی می آید و من می روم

آه بز جان باش ، صاحب اختیارت می کنم

تا بفهمی معده ی ما با چه ها پر می شود

چند روزی جای مردم گوشتخوارت می کنم

دست بر می دارم و باید پی کاری روم

سال خوش را هم  حواله در بهارت می کنم

 

93/12/19 علی خوش گفتار ساعت 13:20 قیطریه

/ 0 نظر / 23 بازدید