وسط

مشکل ما آنزمان آغاز شد

پای اما و چرا آمد وسط

پای کبر و نخوت و نامردمی

در کنار ادعا آمد وسط

خواستن وقتی توانستن نشد

حق کشی ، ریب و ریا آمد وسط

هر کجا ماندند در گل مثل خر

پای تقدیر و خدا آمد وسط

بس که شیرین تلخکامم کرده است

واژه واژه مبتلا آمد وسط

من به ساز عشق می رقصم فقط

شاید او هم بی هوا آمد وسط

او که دلدار تمام شعرهاست

مثل من بی ادعا آمد وسط

خواستم تا غصه را بیرون کنم

هر چه کردم منتها آمد وسط

با تورم خفتمان کردند چون

قیمت نان و طلا آمد وسط

عالم خاکی فقط اشرف نداشت

نام انسان دو پا آمد وسط

من سرم گرم غزلها بود تا

پای زن در ماجرا آمد وسط

مشکل ما از زبان سرخ ماست

طبق قانون بقا آمد وسط

شعر و شاعر ارج و قربی داشت تا

فیلم سازی ، سینما آمد وسط

گرچه موسیقی نیاز مردم است

این اواخر هم غنا آمد وسط

کار من از مصلحت بینی گذشت

حرفهایی لا به لا آمد وسط

 

علی خوش گفتار 3/6/94 قیطریه ساعت 11:30

 

 

/ 0 نظر / 29 بازدید