خلوت خیال ( به سرزمین زیبای هنر خوش آمدید)

شعر - نمایش (هنری - طنز -اجتماعی - انتقادی - غیر سیاسی و ... )

گرونی
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩۱
 

همه چی گرون شده ، اما کرایه نمی شه

کار دولت همینه ، برای تاکسی همیشه

یکی نیست بگه بابا گناه راننده چیه ؟

شخصیا چیکاره ان مسافر این وسط کیه ؟

توی چار راه شلوغ و یه عالم مسافر و

شخصیا قاتی تاکسی می زنن به عابر و

بعدشم کاسه رو می شکونن سر یه سازمان

اخه راننده نداره بین شون فن بیان

یه روزی نوشتن اینکه شخصیا خلاف می رن

واسشون از این به بعد یه قانون جدید می دن

اما چی نشد بشه چیزی که باید می شدش

همه ی مشکل ما همینه شاید می شدش

انگاری تورم ما توی سوخت و بنزینه

که شرایط واسه تاکسیا همیشه همینه

سرسال و همه خوشحال و کرایه همونه

تا الان مونده سرجاش و می گن که می مونه

ولی کارمندا معوقه دارن بعد سه ماه

می مونه برای تاکسی یه عالم حسرت وآه

گناه بزرگی کردن که مسافر می کشن

شبیه درشکه ها زمون حاضر می کشن

بعضیا سر یه پنجاهی ،همش غر می زنن

بعضیا دنبال مفتن ، شخصیو بر می زنن

جون هر چی ادمه یه میلیونش بی ارزشه

بار دود و بوق و راه بندون و بر دوش می کشه

شنیدی تو ماکروفر غذا مون آماده می شه

زندگی اینجوری واسه ی همه ساده می شه

توی ماشین تو تابستون بشین و عرق بریز

مثل کوره ، متحرک، می پزی خوب و تمیز

همه چی گرونه اما جون ادم ارزونه

تا کجای زندگی اینجوری باید بمونه

16/4/91