خلوت خیال ( به سرزمین زیبای هنر خوش آمدید)

شعر - نمایش (هنری - طنز -اجتماعی - انتقادی - غیر سیاسی و ... )

سال نو
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۱
 

..

سال نو شد سال کهنه رفت اما بی خیال

چون گذشته ها گذشت و ماند حالا بی خیال

گرچه خرگوش تورم تا نهنگ ما پرید

با رکورد تازه خشکی تا به دریا بی خیال

سالها ما فرصت تولید ملی داشتیم

در زمان ما نگشت اما مهیا بی خیال

دست ما کوتاه و خرما نیز از چین آمده

چین فراوانی و ارزانی است بابا بی خیال

می فروشد خودروی ملی بدون ایربگ

بعد از آن راهی است با اما و آیا بی خیال

جای حرف انتقادی حرف بلبل می زنم

چون زبان سرخ سرها برده  بالا بی خیال

با تعهد بی تخصص سالها بر باد رفت

در تخصص ها تعهد شد هویدا بی خیال

نرخ ارز ما شبیه موج دریا پیش رفت

در سونامی جیب ساحل مانده تنها بی خیال

یک غریق شیر می خواهد که تا بیرون کشد

می شود ایا کسی در جمع پیدا ؟ بی خیال

با طلای روزگاران کارمان بی سکه شد

مانده ام در کار مردم ، کار دنیا بی خیال

کار من فرهنگ سازی بود اما گاه گاه

حرف های انتقادی شد در آن جا بی خیال

می نویسم از گل و بلبل که حالم خوش شود

شعر های عاشقانه ، زشت ، زیبا بی خیال

 

17/1/1391