خلوت خیال ( به سرزمین زیبای هنر خوش آمدید)

شعر - نمایش (هنری - طنز -اجتماعی - انتقادی - غیر سیاسی و ... )

 
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ خرداد ۱۳۸٥
 

 

از خود همه کس تمام دنيا که بريد

در پاتوق خود به گوشه ای دنج خزيد

فنجان هميشگی پر از قهوه ی تلخ

در حسرت رفتنش از آن قهوه چشيد

فردا که ببينمش به او می گويم

آن لحظه کسی که فکر او را فهميد

لبخند به لب سلام آرام نشست

يک شاخه ی گل به روی ميزش لغزيد

يک لحظه گذشت هيچ ترديد نداشت

انگشت پسر به دور فنجان رقصيد

تا گفت : مسافر تو کی می آيد

از گونه ی دخترک فقط اشک چکيد

من مثل مسافرت قبولم داری ؟

با حرف قشنگ خود دلش را دزديد