خلوت خیال ( به سرزمین زیبای هنر خوش آمدید)

شعر - نمایش (هنری - طنز -اجتماعی - انتقادی - غیر سیاسی و ... )

باکو 2
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۳:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥
 

"تئاتر توسط همسالان در فرهنگ سازى کودک و نوجوان در رشد اجتماعى او موثر است" مقاله مشترک على خوش گفتار و حبیبه عبداللهى مشکنلو،

15/4/95


 
 
به یاد کیا رستمی
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۳:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥
 

طعم گیلاس تو در خاطره ها می ماند
خانه ی دوست پس حنجره ها می ماند
سادگی فلسفه ی قاب نگاهت را ساخت
قاب در قاب پس پنجره ها می ماند

15/4/95 - علی خوش گفتار . شهرک . ساعت 11


 
 
نقد
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۳:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥
 
کار دشواری ست نقد دوستان
بر نمی تابد دل از دشوارها
تا نباشد نقد کامل کی شود
زحمت ما در پس آثارها
هر کسی دارد توان ویژه ای
تا بماند در همه پیکارها
تکیه باید کرد بر نقد درست
نقد خوب و منطقی ، هشدارها
گاه ویران می شود هر ساخته
یا که می مانیم در آوارها
آینه در گیر و دار زندگی
می شود لبریز از زنگارها
سخت و دشوار است گاهی دوستی
با وجود مثل خوش گفتارها

ساعت 17:30 - منزل - 6/4/95 - علی خوش گفتار

تیر های انتقادی می زند
زخم هایی مثل نیش مارها

 
 
سفید آبی درد
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۳:٤٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥
 

نمایشنامه (سفید ، آبی ، درد ) دو شب پیش تمام شد و یک اتود اولیه هم زدیم .. این نمایشنامه زیر 15 دقیقه اجرا می شود .

6/3/95

بر اساس دو بیت از محمد فرجام


 
 
 
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۳:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥
 

بوسه می خواهم دم افطار از لبهای تو
می چکد قند و عسل انگار از لبهای تو
از اذان صبح تا وقت غروب آفتاب
بوسه می چینم هزاران بار از لبهای تو
چشم در چشم تو گاهی می شود طوفان شود
تا که زیباتر شود دیدار از لبهای تو
خواستم یک مثنوی باشد بیان حال من
هر چه کردم شد همین مقدار از لبهای تو

 

علی خوش گفتار . 25/3/95 - ساعت 21 - جوانه


 
 
نگاه شیرین
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۳:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥
 

و در این زمان
دست تو را می گیرم و
به دنیای دوم دلم راه می دهم
آهسته قدم بزن
تا پرچین چوبی غروب
و شب را تا سحر آواز بخوان
زندگی
گاهی روی خوبش را به ما
نشان خواهد داد
دلم می خواهد
سراسر مسیر قدمهای تو را
لبریز آوازهایی می کنم
که پرندگان با ما همنوایی کنند
کنارم باش و برقص
و موهایت را به گندم زار خیالم بسپار
چرا که سهم تو از شاعری ام
بیشتر از شعرهایی است که می گویم
تو مرا می سرایی
به شیوه ی زیبای احساسی ات
و من کلام می شوم در نگاه شیرین تو
دلم می خواد
با دستهای لطیف تو زاده شوم در شعر
و احساس گرم در آغوش تو بودن را
تجربه کنم
مثل نهالی که سر از تخم بر می اورد
قد می کشد
و بزرگ می شود

19/3/95 - قیطریه - ساعت 14:30


 
 
باکو
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥
 

چهار مقاله از مرکز ملى اسیتژ ایران به چهارمین کنفرانس بین المللى تئاتر باکو ارسال شد."
"تئاتر توسط همسالان در فرهنگ سازى کودک و نوجوان در رشد اجتماعى او موثر است" مقاله مشترک على خوش گفتار و حبیبه عبداللهى مشکنلو، "گمگشتگى متن در تئاتر دیجیتال" مقاله مشترک دکتر سیمین امیریان و فاطمه فریدن و "تئاتر علیه تروریسم" و "تئاتر و شبکه هاى اجتماعى" مقاله هاى سعید کاظمیان به دبیرخانه سمینار ارسال شد.

11/3/94


 
 
اسیتژ 1
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥
 
هنرمندان گرامى؛
مرکز اسیتژ به اطلاع میرساند ١٩ اثر از ١۵ کارگردان به بیست و یکمین جشنواره بین المللى تئاتر کودک و نوجوان بورسا- ترکیه ارسال شد.
١. نوازنده اى که ماه را می نواخت: حسین چراغى
٢. نیم وجبى: امیر مشهدى عباس
٣. ژنرال ها: امیر مشهدى عباس
۴. زال نامه: فریبا دلیرى
۵. رویاى کفش: مرضیه اشرفیان
۶. ربات ها هم احساس میکنند: لیدا وعیدى
٧. یک سیب براى دو نفر: حمیدرضا ملاحسینى
٨. به کفشات نگاه کن: حمیدرضا ملاحسینى
٩. آرش: فهیمه میرزاحسینى
١٠. رام کردن دانش آموز سرکش: على خوش گفتار ........
١١. شاهزاده خوشبخت: علیرضا دهقانى
١٢. بوسه صلح: حمیدرضا حسینعلى
١٣. مبارک: على جبارى
١۴. سرزمین من: سمیه گلباز
١۵. یه دونه، یه مورچه: سمیه گلباز
١۶. رویاى کاغذى: رضا فقیهى
١٧. پلنگ صورتى: رضا فقیهى
١٨. رستم و دیو آخر: مریم قلهکى
١٩. راز دژ کلات: رکسانه عبقرى و علیرضا دهقانى
شایان ذکر است نتایج داورى دبیرخانه جشنواره، متعاقبا اعلام خواهد شد.

 
 
همنشینی شاعرانه
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۳:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥
 
غزلی محصول همنشینی وفا قباد پور، علیرضا ره انجام، علی خوش گفتار، داود داشی


مانجیبانه عاشقی کردیم

گرچه پاتا به سر پراز دردیم

مثل گلدان خشک کنج اتاق

رنگ پاییزِبی برو زردیم

به امیدی که سال اینده

بابهاری دوباره برگردیم

شوق عشقی نشسته در دلمان

گرچه بی آرزو و دلسردیم

بسکه با عشق و شور خو کردیم

تاب تنها شدن نیاوردیم

عشق دُردانه بود و ما غواص

چمدانی پر از رهاوردیم


هفدهم اردیبهشت نود و پنج .. در تلگرام .. گروه اندیشه و قلم ساعت 14


الان اینم تهش اومد

هر که آمد عمارتی نو ساخت
رفت و آنرا به دیگری انداخت

 
 
اجرا هفته تئاتر
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۳:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥
 
اجرای تئاتر دانش آموزی " آرام کردن دانش آموز سرکش " نویسنده و کارگردان : علی خوش گفتار -محل اجرا : فرهنگسرای خاتم زمان : دوشنبه و سه شنبه 13 و 14 اردیبهشت 95 ساعت 17
به مناسبت جشن هفته تئاتر و روز معلم
آدرس : انتهای شهرک ولیعصر (18)-انتهای حیدری جنوبی - خ پژاند . داخل پارک لواسانی . فرهنگسرای خاتم .
ورود برای علاقمندان آزاد است
گروه نمایش آسمان

 
 
جا مانده
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۳:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥
 

می روم اما دلم جا مانده است
در کنار سیب حوا مانده است
در وجود چشم های خاطره
در کلامی گرم و گیرا مانده است
می روم یکبار دیگر با غزل
با همان حسی که تنها مانده است
رو به خورشید و طلوعی تازه تر
با امیدی که به فردا مانده است
آمدن ، رفتن ،گسستن، شاعری
حرف در ژرفای معنا مانده است
انتهای شعر با حسی لطیف
در غروب چشم تو جا مانده است

علی خوش گفتار -3/2/95-شهرک-ساعت 1 بامداد


 
 
نمایشنامه خوانی
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٥
 

 

 

فرهنگسرای اندیشه پایین پل سید خندان - پارک اندیشه - 27 اردیبهشت 95

نمایشنامه خوانی اثری از آنتوان چخوف به نام سالگرد


 
 
فراخوان
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٥
 

لینک مستقیم فراخوان پنجمین دوره جشنواره تئاتر شهر 1395

 

http://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/53048/.aspx


 
 
شعر
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٥
 

شعر باید خود مردم باشد

شاعر عاشق آن گم باشد

شعر خوبست کمی بار دهد

شکل یک خوشه ی گندم باشد

دید در زاویه ی زیبایی

فرم در شکل تجسم باشد

گاه روی لبه ی تیز خیال

گاه بر بام توهم باشد

خالق بکر تصاویری ناب

قابِ در حال تداوم باشد

موج موسیقی آن رودی خوش

بر لبت همچو ترنم باشد

شعر خوب است بسوزاند دل

آتش شعله ی هیزم باشد

یا که باید بکند از جایت

قدرت بازوی اهرم باشد

شعر خوب است بخنداند و بعد

طنز نیش دم کژدم باشد

مثل آیینه ی رو در رویت

روح در حال تهاجم باشد

مثل دریای خروشان و عمیق

فهم در حال تلاطم باشد

شعر عالی است که هر جا برود

صاحب حق تقدم باشد


علی خوش گفتار قیطریه ساعت 9:15 18/1/95

 


 

 


 
 
میمون
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٤
 

سال میمون آمد ای دوستان

مانده روی دست ما جنس گران

نیست ارزانی رفیق جیب ما

چون فراری گشته انسوی جهان

وضع مردم هیچ تغییری نکرد

بلکه بدتر شد از آن دور و زمان

از تورم رشد ما نابود شد

با تورم پشت ما همچون کمان

با چه رویی امدی سال جدید

آه میمون عزیز و مهربان

کاشکی دور زمان برعکس بود

می شدم هر لحظه شاداب و جوان

کاشکی در نقشه ی جغرافیا

کشوری بودیم چون اشکانیان

پادشاه پادشاهان داشتیم

یا که نه در حد دوران کیان

رستمی بود و جهانی بکر و ناب

جاده ها با کاروان و ساربان

باغها و دشت های سبز و رود

بیشه های ببر در مازندران

آه ای میمون مبارک نیستی

دور باطل می زنی این سالیان

مسخره بازی در اوردی چرا ؟

لای زخمم مانده تنها استخوان

کاشکی جای تو بلبل داشتیم

مست و شیدا تا همیشه نغمه خوان

جشن هایی با دف و تنبور و می

رقص و شادی با وجود کودکان

از خود شیراز تا چالوس و رشت

آنطرف تبریز و قم تا اصفهان

از ابوموسی تا طوس و مرند

شوش دانیال ، کرمان ، زاهدان

کاشکی امسال با ما تا کنی

تا ببارد ابر رحمت بیکران

چاره ای جز ذکر خوب و خیر نیست

پس بگیرم دست سوی اسمان

ای خدا این سال را نیکو کن اش

آنقدر ها که بماند جاودان

 

19/12/94 – قیطریه – ساعت 14 – علی خوش گفتار

 

 


 
 
پرجان
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ دی ۱۳٩٤
 

 

تِرا یاد آیِه که من تابستانان باغِ میان

راکَیَه فوکوفتَمه آغوإذَ واسی درختِ جان

پِرجانَ یادش به خیر داز مَرا دونبالَ کود

:چی کَرَ کونی پسر ،کِپن قولی ، هویَه بمان

آغوإذَ ویگیفتیمه زمینِ جا فرار کودیم

ایدَفه دو دفعه تکرار نوکودیم اَجور کاران

میانِ باغ و بولاغ هر طرفی در شُومی که

ننه فریاد کوده  :آی کار نما داشتنِه زَکان

پِرجانم واگِردِسِه ، بازم شِه دونبال خو کار

کاشکی الان راهی بو بازم بُوشم به اون زمان

 

علی خوش گفتار علی خوش گفتار قیطریه 9/10 /94

 


 
 
رباعی 2
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳٩٤
 

امروز دلم عجیب دیوانه ی توست

دنبال شراب و لب و میخانه ی توست

پرواز کن و بیا و بنشین بغلم

ای کفتر جلد من ، دلم لانه ی توست

 

19/894 - ساعت 14 - قیطریه - علی خوش گفتار

 

از قرمز لبهای تو رد شد دل من

در گندم زرد مو ، رسد شد دل من

ماندم ،نگذشتم و چراغ ایمن شد

در سبز نگاه تو لگد شد دل من

19/8/94 - ساعت 2 بامداد - علی خوش گفتار

 

 

سر فصل حضور تو بهاری زیباست

عاشق شدنت در این غزلها پیداست

ای عشق بدون من دلت می میرد

ای عشق کنار تو وجودم دریاست

30/7/94 - هفت تیر - ساعت 21:15 - علی خوش گفتار


 
 
رباعی
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳٩٤
 

هلاکم کن برای بوسه ای ناب

که بیدارم کند هر بار از خواب

فقط یک چیز می ماند عزیزم

مرا با عشق خود دریاب دریاب

 

10/9/94 - ساعت 20 - میدان شعاع - علی خوش گفتار

 

 

یلدا همیشه حس و حالی خوب دارد

چون یار من لب بر لبانم می گذارد

سیب و انار قرمز و حافظ کنارش

خوب است برف از آسمان آنشب ببارد

 

9/9/94 - ساعت 12:45 - آزادی - علی خوش گفتار

 

شهد لب تو در شب یلدا عالی است

صد بوسه در آغوش تو تنها عالی است

با دلبریت دلم به دامت افتاد

این عشق برای هر دوی ما عالی است

 

4/9/94 - ساعت 19:30 - قیطریه - علی خوش گفتار

 

برگرد نرو که یاس من می خشکد

گلبرگ و گل دشت و دمن می خشکد

هر بوسه شبیه قطره ی باران است

بی بوسه یقینن لب زن می خشکد

برگرد و بهار عشق را جاری کن

هر چشمه به پای سوء ذن می خشکد

بوی تو نسیم زندگانی است بدان

بی تو گل روی پیرهن می خشکد

 

قیطریه - ساعت 19 - 4/9/94 - علی خوش گفتار

 

( بر اساس تک بیت - برگرد و نگاه کن مرا یاس توام - نه نیمه ی تو تمام احساس توام )


 
 
برف
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳٩٤
 

به عشقت بر زمین بارید امروز

لباس برف را پوشید امروز

میان خنده های شادمانه

لب زیبای تو خندید امروز

هزاران دانه برف از ابر تیره

کنار برگها رقصید امروز

عجب شرط قشنگی داشتی چون

عروس شعر من بارید امروز

فقط یک جمله می ماند که آیا ؟

دلت عشق مرا فهمید امروز

 

16/4/94 ..ساعت 19 - بازار مبل - علی خوش گفتار


 
 
چراغ
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٤
 

از قرمز لبهای تو رد شد دل من

در گندم زرد مو رسد شد دل من

ماندم ، نگذشتم و چراغ ایمن شد

در سبز نگاه تو لگد شد دل من

 

19/8/94 - خوش گفتار - 2 بامداد

 

 

امروز دلم عجیب دیوانه ی توست 

دنبال شراب و لب و میخانه ی توست

پرواز نکن بیا و بنشین بغلم

انگار کبوتری ، دلم لانه ی توست

 

علی خوش گفتار - قیطریه ساعت 14 - 19/8/94

 


 
 
قربانی ام کن
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ٢:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ مهر ۱۳٩٤
 

قربانی ام کن پای قلب مهربانت
پای دو چشمت یا دو ابروی کمانت
قربانی ام کن تا برای تو بمیرم
شایدم یکی گردد روانم با روانت
دست مرا بستی و بعدش بوسه دادی
یکبار دیگر بار هم بگو از آرمانت
من عشق را جا می گذارم در وجودت
عاشق ترم کن با همه توش و توانت
دور تو می گردم خدای عشق ورزی
سر می گذارم هر جهت بر آستانت
خالی شو از تردید راهی نیست دیگر
صد دوستت دارم بگو در آشیانت

قیطریه - ساعت 17:00 علی خوش گفتار - 94/7/1

 


 
 
وسط
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٤
 

مشکل ما آنزمان آغاز شد

پای اما و چرا آمد وسط

پای کبر و نخوت و نامردمی

در کنار ادعا آمد وسط

خواستن وقتی توانستن نشد

حق کشی ، ریب و ریا آمد وسط

هر کجا ماندند در گل مثل خر

پای تقدیر و خدا آمد وسط

بس که شیرین تلخکامم کرده است

واژه واژه مبتلا آمد وسط

من به ساز عشق می رقصم فقط

شاید او هم بی هوا آمد وسط

او که دلدار تمام شعرهاست

مثل من بی ادعا آمد وسط

خواستم تا غصه را بیرون کنم

هر چه کردم منتها آمد وسط

با تورم خفتمان کردند چون

قیمت نان و طلا آمد وسط

عالم خاکی فقط اشرف نداشت

نام انسان دو پا آمد وسط

من سرم گرم غزلها بود تا

پای زن در ماجرا آمد وسط

شعر و شاعر ارج و قربی داشت تا

فیلم سازی ، سینما آمد وسط

گرچه موسیقی نیاز مردم است

این اواخر هم غنا آمد وسط

کار من از مصلحت بینی گذشت

حرفهایی لا به لا آمد وسط

 

علی خوش گفتار 3/6/94 قیطریه ساعت 11:30

 


 
 
جشنواره تئاتر شهر - وسوسه
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳٩٤
 

سلام .. چهارمین گروه از دانش آموزانی که برای تئاتر آموزش دادم رو باید برای اجرای تئاتر شهر آماده کنم .. تو این دوره از بین 52 انتخاب سی و پنج نفر برای بازی در نمایش اومدن که از بین اونا من حدود 15 نفر رو انتخاب کردم و تا مرحله پایانی بهشون آموزش دادم .. حالا زا بین اون 15 نفر حدود 12- 13 نفر برای نمایش باید آماده بشن .. خصوصیت هایی ویژه ای کار وسوسه داره که امیدوارم باعث بشه بچه ها از الان با تئاتر حرفه ای به راحتی آشنا بشن .. این موضوع می تونه به ما کمک کنه که تو سالهای بعد با انگیزه ی بیشتری روی بچه های با استعداد هنری کار کنیم .. هنر و هنرمند به نظر من همپای پزشکی و پزشک می تونه به جامعه و مردم ایران کمک کنه

 

http://www.farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/46345/.aspx

 

 

به گزارش رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، هیئت انتخاب بخش تئاتر کودک و نوجوان چهارمین جشنواره تئاتر شهر متشکل از مریم کاظمی، منصور خلج و دکتر رحمت امینی با بررسی ۲۰۱ نمایشنامه رسیده به این بخش ۳۷ نمایشنامه را به صورت قطعی و ۱۲ نمایشنامه را مشروط به بازبینی انتخاب و معرفی کردند.
 
این هیات آرای خود را به این شرح اعلام کردند:
پیک نیک در میدان جنگ به کارگردانی امیرضا قرقزلو،
مهمان‌های ناخوانده به کارگردانی سید محسن بنی هاشمی ،
خروسک پریشان به کارگردانی سید آرش شریف زاده،
عصای جادویی و بادبادک به کارگردانی حمیدرضا حسینعلی،
مانی و نیمه شب شگفت انگیز به کارگردانی زهرا الفت،
شهر بی گدا به کارگردانی نرگس اصغری،
حکایت لوطیان مرد رند به کارگردانی داوود زارع،
قصه برده و شیر به کارگردانی بهزاد توانگر روستا،
درخت کتاب به کارگردانی حمید خصوصی،
یه راز کوچولو به کارگردانی زیبا برجی فلاح،
گربه شکمو و خانم بزرگ به کارگردانی حمید ندیمی،
خرگوش کوچولو و گرگ ناقلا به کارگردانی امیررضا توکلی،
محله ما به کارگردانی آزاده دربهشتی،
رستم و غول آخر به کارگردانی مریم قلهکی،     
خیمه قمر خانوم به کارگردانی بهناز مهدیخواه،
مجید، هی فرچه ها به کارگردانی طهورا کریم خانی،
اگر پدرم را دیدی به کارگردانی محدثه احمدی،
من آیدا را نمی فروشم به کارگردانی معصومه عسگری،
آدم برفی ها به کارگردانی کتایون بختیاری،     
من اصلا دلم نمی خواد برم مدرسه به کارگردانی سمیرا دین پرور،
مزه دوغ تلخه به کارگردانی سمیرا یزدان پژوه،
دنیای وارونه دریا به کارگردانی بهاره میرزاپور،
نبرد موش‌ها و قورباغه ها به کارگردانی رضا آشفته،
موش های دم بریده و گربه خیر ندیده به کارگردانی حامد اویسی طهرانی ،
علی بابا و مرد عنکبوتی به کارگردانی حمیدرضا بنده مرادی و ابراهیم رحیمی،
قصه پادشاهی که سه پسر داشت و پادشاهی دیگر که سه پسر نداشت به کارگردانی سعید تاجیک،
گیسوانی برای پرواز به کارگردانی روشنک کریمی،
حاکم چهل و پنج متری به کارگردانی سپیده اقدامی،
کاشف گیج به کارگردانی میلاد رمضانی- بزرگ زادگان،
جک و لوبیای سحرآمیز به کارگردانی سحر پورفرج ،
ماه پیشونی به کارگردانی پژمان جعفری سمرقندی،
درخت دل به کارگردانی اعظم شکوفه پور،
جادوی مروارید سیاه به کارگردانی مریم تیموری،
یک دقیقه به کارگردانی میثم یوسفی،
یک کلاغ، یک طوطی به کارگردانی سیروس سپهری،
شکارچی و پرنده به کارگردانی محمد لارتی، سوسکه پری به کارگردانی سحر صفرپور
 
۱۲ نمایشنامه نیز به صورت مشروط به این مرحله از جشنواره راه پیدا کرده‌اند.
 نادونک به کارگردانی علیرضا دهقانی،
بابای من یه قهرمانه به کارگردانی رضا بیات،
ماجرای پدر و پرویز  هیولا به کارگردانی هادی ابوالقاسمی،


وسوسه به کارگردانی علی خوش گفتار،  


جعبه سحرآمیز به کارگردانی مهرداد قرآن کیش،
همه بازی‌ها رو بلدی؟ به کارگردانی بهزاد جاودانفرد،
آگهی استخدام به کارگردانی زهرا شیخ الحکمایی- سمیرا یزدان پژوه،
طلسم زریانه به کارگردانی میثم میثاق،
تاج طلایی به کارگردانی حسین چراغی،
فسقلی می خواد قهرمان بشه به کارگردانی محمدحسین داداشی نیا،
جک و لوبیای سحرآمیز به کارگردانی مونا یوسفی،     
کی از کدام طرف به کارگردانی فرهاد خسروی فرد
 
چهارمین جشنواره تئاتر شهر توسط سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و با دبیری شهرام کرمی از ۲۶ شهریور در تهران برگزار می‌شود.


 
 
کرایه
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

فیلمبرداری فیلم کوتاه کرایه تمام شد و مراحل تدوین رو سپری می کنه ...

این چهارمین تجربه فیلمسازی کوتاهم بود .

جشنواره فیلم محله در کنار جشنواره فیلم شهر تمام شد ..

خوشبختانه به گفته ی یکی از دوستان فیلم کوتاه کرایه تنها کاری بود که در مرحله تدوین استوری برد داشت ...

چه فیلمی انتخاب شد رو نمی دونم ولی این برام مهم بود که با ده ، پونزده تا از دوستان فیلمساز آشنا شدم که ممکنه بعدها با هم کار کنیم


 
 
تسکین
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٤
 

شور می خواهم که با قند لبت شیرین شود

با گلابی تازه از دست تو عطر آگین شود

پهنه ای باشد لبالب مهر و عشق و دوستی

ابتدایش با نگاه ویژه ات آذین شود

مثل داوینچی مونالیزای طرحم باشی و

قاب زیبایت به هر جایی پر از تحسین شود

عشق این سرمایه ی اشعار ناب شاعری

با وجود عشق بازی هر زمان تضمین شود

هر پلان و هر سکانست قابی از تصویر دل

ماجرایی تازه می گردد اگر تدوین شود

یا به روی صحنه باید در تئاتر شهر برد

متن زیبای تو رو را وقتی به جا تمرین شود

 از صنایع هر چی می خواهد بگو می آورم

با کنایه ، قلب ، ارسال مثل تزیین شود

مثل زنبوری به دنبال گل روی توام

چون عسل باید تمام بیت ها نوشین شود

با تمام این خیالاتی که دارم عشق من

تا نباشی دردهایم کی کجا تسکین شود ؟

 

علی خوش گفتار - 25/1/94 – قیطریه – ساعت 10:20

 


 
 
قبله
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٤
 

قبله را کج می کنم سوی وطن

رو به سوی خاک ایران کهن

رو به ایمان تمام مردها

رو به زنها بانوان شیر زن

 سجده بر منشور حق باشد روا

تا نباشم رو به سوی اهرمن

در طواف کعبه بتها زنده اند

در حقیقت با لباسی چون کفن

هر کسی رو به عربها می کند

باید او را خواند دزد و راهزن

بانیانش وحشی و درنده اند

آنقدر ها که نیاید در سخن

قبله را کج کن به سوی میهنت

تا بروید باغ گل از نسترن

تا نریزد آبروی مردمت

تا نیفتادی به دامان لجن

قبله ما در دل ایران ماست

رو به ایران کن به ایران کهن

 

علی خوش گفتار - 22/1/94 قیطریه ساعت 14 

 



 
 
بدرقه
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٤
 

بدرقه کردم و رفتی و دلم جا مانده

پیش احساس تو هر شب تک و تنها مانده

خیمه ی خاطره هایت وسط اشعارم

با همان شور و حرارت به تو برپا مانده

گرچه موسیقی دیدار تو بی پایان است

لب من بر لبه های ملودیکا مانده

تجربه کردن تو پشت غزلها جاریست

بهترین حادثه در عمق غزلها مانده

باز هم فصل بهارست و دلم عاشق تر

بر تنم شاخه ی شعر تو شکوفا مانده

بدرقه می کنم اینبار تو را با بوسه

می فرستم به هوایت ..چه شد امضا مانده!؟

 

علی خوش گفتار  - قیطریه ساعت 12 22/1/94

 


 
 
سال بز 2
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۳
 

سال بزمی آید و جفتک پرانی می کند

قیمت اجناس هم ما را روانی می کند

از ترافیک گزینه آخرش رد می شود

 تا به سین هفت نوروزی تبانی می کند

می کشد دنبال خود در مرغزار زندگی 

سرخوش از این کار سالی شادمانی می کند

دوست دارد می پرد یا دوست دارد می جهد

لرز هم دارد ولی شیرین زبانی می کند

بز خری یا بز فروشی اتفاقی خوب نیست

با همین اوصاف بز هم زندگانی می کند

شاخ خود را یازده است قایم کرده است

بعد از این یک سال آنرا بایگانی می کند

من دراین مفهوم ماندم یوز ایرانی چرا

باز هم اظهار عجز و ناتوانی می کند

گاه گاهی گوشه ای از کشور ایران کسی

با تفنگ و دام خود نامهربانی می کند

فوتبال ما پی جام جهانی می دود

در میان باشگاههایش شبانی می کند

با همین اشعار حتی بی خیال از شعر بز

شاعری آهسته خود را جاودانی می کند

 

26/11/93 علی خوش گفتار قیطریه ساعت 13:15


 
 
سال بز - طنز
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩۳
 

اسب رفت و بز که آمد گل نثارش می کنم

گوسفندِ نازنین را دستیارش می کنم 

مثل هر سال گذشته می نویسم طنز نیز

با وجود جمله هایی ، خنده دارش می کنم

سال نو را پشت یا صندوق دل جا می دهم 

بعد هم راهی شهر شهسوارش می کنم

عید می آید دلم با عیدی یاران خوش است

رسم های کهنه را در کوله بارش می کنم

بز اگر چه می زند شاخ و بلا و ناقلاست

مثل آهویی به هر جایی شکارش می کنم

گوشت کیلویی .. ولش کن قیمتش از دست رفت

طبق طرح بیست ساله خاویارش می کنم

می شود صادر که تا ارزآوری گردد سپس

طی فتوایی اساسی ، زهرمارش می کنم

قورباغه در شمال کشور ایران پر است

توی روغن یا به روی سیخ بارش می کنم

چهره ات را پیش من در هم نکش با رشد ما

سوسک و موش و ملخ را نیز یارش می کنم

بعد هم با چین پس از عقد تفاهم نامه ای

تا به شرق و غرب دنیا رهسپارش می کنم

بگذریم از صادراتش ، چاره ای دیگرکه نیست

من هم این بیچارگی  را استتارش می کنم

یک دهه در بدترین اوضاع بز آورده ام

وضع بد را بر خر شیطان سوارش می کنم

پایداری می کنم در اقتصادم سال ها

با همه  تحریم هایش شرمسارش می کنم

باید از اول شروعش کرد سال خوب را

چون  نود را یک به دو تا سه ، چهارش می کنم

بعد هم در انتظار پنج با دلواپسی

می نشینم روزها را وامدارش می کنم

انتخابات محله می شود شرکت کنیم

عکس خود را قاب بر روی چنارش می کنم

تا که از بالا نیفتم با طناب و میخ هم

در میان شاخه هایی استوارش می کنم 

ای بسا در رای گیری منتخب گشتم بدان

هر کسی را لااقل امیدوارش می کنم

طرح شادی را به هر کوچه ارائه می دهم

انتهای حیدری را لاله زارش می کنم

یک سبد هر هفته از جیب خزانه می کنم

بعد از آن در سفره ی هر خانوارش می کنم

حیف از ما که درون برجها لانه کنیم

برجها را کنده و باغ انارش می کنم

من محله پرورم هر جا حمایت لازم است

در میان شهر تهران شهریارش می کنم

آنقدر تعریف و تمجید اساسی دستم است

مردم جاهای دیگر را دچارش می کنم

حرف توی حرف هی می آید و من می روم

آه بز جان باش ، صاحب اختیارت می کنم

تا بفهمی معده ی ما با چه ها پر می شود

چند روزی جای مردم گوشتخوارت می کنم

دست بر می دارم و باید پی کاری روم

سال خوش را هم  حواله در بهارت می کنم

 

93/12/19 علی خوش گفتار ساعت 13:20 قیطریه


 
 
بی پایان
نویسنده : علی خوش گفتار - ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩۳
 

شب یلدای وجود تو چه بی پایان است

تا ابد عشق در خانه ی من مهمان است

تو که هستی همه جا سبزه و گل می بارد

آسمانم همه ابری و دلم باران است

ای الهه نّکن از سیب وجودت برگی

تن تندیس تو در مرحله ی عصیان است

پشت هر شاخه شکوفا شده یک زیبایی

مثل موهای تو در باد هوا افشان است

آخرین فرصت ما در هوس شعر چه کرد؟

پشت هر بوسه ی شیرین لبت بحران است

عقل - احساس - دلم فلسفه می خواهد و بس

شاعر از خلقت زیبایی تو حیران است

آنچه می بینم و باید بنویسم کم نیست

نکته ها در پس هر جلوه گری پنهان است

هر چه باید که بگویم به نگاهت گفتم

پیش آیینه تمام دل من عریان است

مثل خورشید به فردا برسانم چونکه

 مشرق حادثه ی صبح دلت تابان است

 

علی خوش گفتار 93/12/9 - قیطریه ساعت 16:30


 
 
← صفحه بعد